ياس

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

اخلاقي

01 دی 1393 توسط ميرزايي نوكابادي

آخرین نصیحت امام حسن علیه السلام

امام مجتبی

در معارف قرآن و عترت «سلام الله علیهم» بر لزوم فعّالیّت انسان، تأکید فراوانی شده است. ولی آنچه شایسته توجّه است، پافشاری آموزه‌های اسلامی بر تلاش و کوشش در جهت آبادانی دنیا و آخرت می‌باشد و فعّالیّت در راستای آبادی یکی از این دو سرا، به تنهائی، به شدت نکوهش شده است.


چنان كه در قرآن می‌خوانیم:

«وَ ابْتَغِ فیما آتاكَ اللهُ الدّارَ الآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصیبَكَ مِنَ الدُّنیا» [2]

و در آنچه خداوند به تو داده خانه آخرت را بطلب، و سهم خود را از دنیا فراموش مكن.

امام حسن «سلام الله علیه» در آخرین لحظات حیات شریف خود و در حسّاس‌ترین مواقع، بر این موضوع مهم تأکید ورزیده‌اند. نصیحتی که هر انسانی، خصوصاً امام معصوم «سلام الله علیه» در آخرین لحظات زندگی بیان می‌دارد، قطعاً از اهمیّت ویژه‌ای برخوردار است. لذا حضرت فرمودند:

«اعْمَلْ لِدُنْیَاكَ كَأَنَّكَ تَعِیشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لآِخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَمُوتُ غَداً» [3]

مقصود امام حسن «سلام الله علیه» از بیان این روایت شریف این است که انسان باید در رسیدگی به امور دنیوی، ابدی بیندیشد و کار خود را بدون هر عیب و نقصی تحویل دهد. همچنین امام مجتبی «سلام الله علیه» می‌فرمایند: امور اخروی انسان باید روزانه محاسبه و رسیدگی شود و با تصوّر اینکه فردا از دنیا خواهد رفت، هیچ کاری را به آینده موکول نکند.

در روایات شریف اهل بیت «سلام الله علیهم» آمده است:

«إِنَّ اللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ یُبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوَّامَ الْفَارِغَ» [4]

مبغوض‌ترین مردم در نزد خداوند، كسی است كه عمرش را به بطالت و تنبلی سپری كند.

«أَبْغَضُكُمْ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی كُلُّ نَئُومٍ وَ أَكُولٍ وَ شَرُوب» [5]

مبغوض‌ترین افراد نزد خداوند كسی است كه زیاد می‌خوابد، زیاد می‌خورد و زیاد می‌نوشد.

بنابراین سالک باید به اندازه نیاز در صدد رفع حوائج دنیوی باشد و همواره برای رسیدگی به امور مادّی و معنوی، حدّ اعتدال را رعایت کند و از افراط و تفریط بپرهیزد.

روزی رسول اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» خبردار شدند که سه نفر هم قسم شده‌اند که تارک دنیا باشند. یکی گوشت نخورد، دیگری بوی خوش استشمام نکند و سوّمی با زنان مباشرت نداشته باشد. آن سه نفر کنج عزلتی برای خود برگزیده و مشغول عبادت بودند. پیامبر اكرم «صلی الله علیه و آله و سلم» به اندازه‌ای عصبانی شدند كه میان روز و در حالتی که یک طرف عبای ایشان روی زمین می‌کشید، با سرعت به مسجد آمدند و به موذّن دستور دادند که مردم را به مسجد فراخواند.

مقصود امام حسن«سلام الله علیه» از بیان این روایت شریف این است که انسان باید در رسیدگی به امور دنیوی، ابدی بیندیشد و کار خود را بدون هر عیب و نقصی تحویل دهد. همچنین امام مجتبی«سلام الله علیه» می‌فرمایند: امور اخروی انسان باید روزانه محاسبه و رسیدگی شود و با تصوّر اینکه فردا از دنیا خواهد رفت، هیچ کاری را به آینده موکول نکند

"text-align: right;">


مردم دریافتند حادثه بسیار مهمّی نظیر جهاد رخ داده است که پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» این‌گونه آنان را به حضور در مسجد می‌خوانند. از این‌ رو همه‌ در مسجد گرد آمدند. آنگاه پیامبراكرم «صلی الله علیه و آله و سلم» روی پله اوّل منبر ایستادند و فرمودند: «ای مردم من كه پیامبر شما هستم، تشكیل خانواده می‌دهم، غذا می‌خورم، خواب می‌روم و با مردم تماس دارم.» سپس افزودند: «فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی» یعنی هركس غیر از این شیوه برای زندگی برگزیند، مسلمان نیست. بعد هم به دنبال آن سه نفر فرستادند و آنان را وادار به توبه کردند. [6]

متأسّفانه برخی تصوّر می‌کنند، تقدّس آدمی صرفاً در سایه اهتمام به عبادات و ارتباط فردی با خداوند متعال میّسر می‌شود. به همین جهت از اجتماع دوری می‌گزینند و به عزلت و گوشه نشینی روی می‌آورند. در حالی که خدای سبحان در آیه شریفه می‌فرماید: «وَ لا تَنْسَ نَصیبَكَ مِنَ الدُّنیا».

ایمان

یعنی ای جوان، تو بهره‌ای در این دنیا داری، پس باید از نیرو و نشاط جوانی که خداوند به تو عطا فرموده است، استفاده كنی و از لذّت‌های دنیا در جهت رسیدن به لذّت‌های آخرت، بهره ببری. باید با تکیه بر دو بال دنیا و آخرت، به مقامات والای معنوی عروج کنی و به کمال مطلوب دست یابی. در حقیقت تکامل انسان در پرتو فعّالیّت دو بعدی و تلاش وی برای کسب آسایش دنیا و آخرت تحقّق می‌یابد.

امام هفتم حضرت موسی بن جعفر «سلام الله علیه» می‌فرمایند:

«إِیَّاكَ وَ الْكَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا یَمْنَعَانِكَ مِنْ حَظِّكَ مِنَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ» [7]

یعنی تنبلی، خمودگی و كسالت، مانع کسب خیر دنیا و آخرت می‌شود. آدم بی‌روح، بی‌نشاط و افسرده، از دنیا و عقبی بهره‌ای نمی‌برد و از این جهت، تنبلی و بیکاری به سراغ وی می‌آید و مفاسد فراوانی او را احاطه خواهد کرد.

 1 نظر

اسماوصفات خدادرقرآن

01 دی 1393 توسط ميرزايي نوكابادي

اسماء و صفات خدا در قرآن


غافر الذنب

این اسم در قرآن یک بار آمده، و همراه با اسم‏هاى دیگر وصف خدا قرار گرفته است، چنان‏که مى‏فرماید:

تنزیل الکتاب من الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب شدید العقاب ذی الطول لا اله الا هو الیه المصیر(غافر، 2 - 3)

ترجمه: کتاب نازل شده از جانب خداى نیرومند و دانا، آمرزنده گناه، پذیرنده توبه، سخت عقوبت، صاحب مکنت، خدائى جز او نیست، بازگشت‏به سوى خدا است.

«غافر» به صورت جمع همراه باکلمه «خیر» یک بار در قرآن آمده است آن‏هم وصف خدا قرار گرفته است چنان‏که مى‏فرماید:

فاغفر لنا وارحمنا و انت‏خیر الغافرین(اعراف، 155).

ما را ببخش و بر ما رحم کن تو بهترین آمرزندگانى.

از ماده «غفر» که به معنى ستر است، سه اسم براى خدا در قرآن مشتق شده است:

1 - غافر; «غافرالذنب‏» (غافر،3): بخشنده گناه.

2 - غفور; «ربک الغفور ذوالرحمة…»(کهف، 58): پروردگار تو بخشنده و صاحب رحمت است.

3 - غفار; «و انی لغفار لمن تاب…»(طه، 82): ومن کسى را که توبه کند، مى‏آمرزم.

و شگفت این است که براى انسان گنهکار سه اسم معادل اسم غفار، از ماده ظلم یا معادل آن به کار رفته است.

1 - ظالم; «فمنهم ظالم لنفسه‏»(فاطر، 32: برخى از آنها بر خویش ستمگرند.

2 - ظلوم;«…انه کان ظلوما جهولا»(احزاب، 72): او ستم پیشه و نادان است.

3 - ظلام;«قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة‏الله…»(زمر، 53): اى بندگان من که در حق من اسراف کرده‏اید، از رحمت‏ خدا مایوس نباشید.

و اسراف بر نفس در حقیقت عبارت دیگرى از «ظلام‏» است.

با توجه به سه اسمى که خدا در قرآن وانسان نیز دارد مى‏توان چنین گفت: خدا مى‏خواهد برساند که بنده من تو در اثر گناه سه اسم دارى، و من هم که از آن جهت که مبدا رحمت و مغفرت هستم، سه اسم دارم:

اگر تو ظالمى من غافرم.

اگر تو ظلومى من غفورم.

واگر تو ظلامى من غفارم. (1)

در گذشته در معناى «غفر» سخن گفتیم و یادآور شدیم که معناى لغوى آن ستر و پوشاندن است. توگوئى خدا گناهان بنده را مى‏پوشاند. واگر هم به کلاه خود «مغفر» مى‏گویند، چون سر را پوشانده از آسیب حفظ مى‏کند.

و تفاوت «غفور» با «عفو» به هنگام بحث از اسم «عفو» بیان گردید.


 نظر دهید »

صفت حكمت

29 آذر 1393 توسط ميرزايي نوكابادي

يكى از صفات كمال خداوند، حكمت است، چنانكه حكيم از نامهاى او است. مقصود از حكيم بودن خداوند اين است كه:

اوّلاً، افعال خداوند از نهايت اتقان و كمال برخوردار است.

ثانياً، خداوند از انجام كارهاى ناروا و عبث منزه است.

گواه معنى نخست، نظام شگفت انگيز جهان آفرينش است كه كاخ عظيم خلقت را به نحو احسن برافراشته است، چنانكه مى فرمايد: (صُنْعَ اللّهِ الّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْء) (نمل/88): آفرينش خدايى كه هر چيز را به نحو متقن آفريده است.

گواه معنى دوم نيز اين آيه است كه مى فرمايد:(ما خَلَقْنَا السَّماءَ والأرضَ وَ ما بَيْنَهِما باطلاً)(ص/27): آسمان و زمين و آنچه را كه در ميان آن دو قرار دارد، به باطل (بيهوده) نيافريديم.

گذشته از اين، خداوند كمال مطلق است و فعل او نيز بايد از كمال برخوردار بوده و از عبث و بيهودگى پيراسته باشد.

 نظر دهید »

کمال الهی

25 آذر 1393 توسط ميرزايي نوكابادي

اگر نقص در وجود خداوند باشد، یعنی فاقد کمالی از کمالات وجود و هستی باشد، نتیجه آن خواهد بود که وجود خداوند، محدود به برخی از کمالات وجودی است که فاقد آنها است، پس در هستی کمالات وجودی خواهد بود که خداوند فاقد آنها است، و این بدان معنا است که در دایره هستی موجودات یا حقایق صاحب کمال باشند که جدای از خداوند بوده و آفریده او نیستند، در حالی که تمام عالم آفریدۀ خداوند است و هر کمالی موجودی، نشان وجود آن کمال در پروردگار است، زیرا کمال در هر معلول، نشان وجود کمال در «علت» آن است که اگر «علت» آن را نمی داشت، در معلول هم نبود. پس در دایره وجود و هستی، هر کمالی باشد، خداوند دارای آن کمال است و معنایش آن است که خداوند هیچ کاستی و نقصی ندارد.

 نظر دهید »

يا رب

17 آذر 1393 توسط ميرزايي نوكابادي

واژه «خدا» و معادل های آن در زبان های گوناگون، این مفهوم را به ذهن القا می کند که مسمای آن بر فرض وجود، دارای همه کمالات است. از این رو، اگر خدا موجود است، تمام افعالی که در عالم موجود می شوند، به خدای متعال مستندند; زیرا هر کمالی که در عالم وجود رخ می نماید، پرتوی از کمال مطلق و بی پایان اوست. بنابراین، اگر برهانی بر وجود او اقامه شود، به دلیل پدیده بودن، مستند به خدای متعال است; یعنی این خداست که خود را این گونه معرفی کرده است.

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • ...
  • 7
  • ...
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

ياس

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • صفات خدا
  • کمال خدا
  • اخلاقي
  • علمي-پزشكي
  • قدرت خدا
  • تاريخي
  • دفاع مقدس
  • مذهبی
  • اداب سنتی
  • بصیرت
  • مطالعه
  • بصیرت
  • اخلاقی
  • بصیرتی
  • بصیرتی
  • تغذیه سالم

Random photo

ماه رجب

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس